العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
32
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
واگذاشتى ؟ ميگويد : بار الاها بعزت و جلالت سوگند اطلاعى از دنيا در دست ندارم ، من از آن روز كه مرا آفريدى از تو ترسانم بعد خداى تعالى ميفرمايد : راست گفتى بندهى من ، تو پيكرت در دنيا و روحت با من بود ، تو در آشكار و نهان در نظر من بودى بخواه به تو عطا كنم آرزو كن تا ترا گرامى دارم اين بهشت من است پس در آن پرواز كن اين جوار من است در آن جا بگير ، سپس روح مىگويد : بار الاها تو خودت را به من شناساندى ، بواسطه آن معرفت از تمام خلقت بىنياز شدم بعزت و جلالت سوگند اگر خوشنودى تو درين است كه ريز ريز شوم ، هفتاد بار سختتر از آنچه مردم كشته مىشوند كشته شوم خوشنودى تو بسوى من دوستتر است ، خدايا چگونه به خود عجب كنم در حالى كه من ذليلم اگر تو مرا گرامى ندارى ، شكست خوردهام اگر ياريم نكنى اگر نيرويم ندهى ناتوانم ، من مردهام اگر بذكرت مرا زنده ندارى ، اگر رازپوشى تو نباشد در اولين بار رسوا شوم ، خدايا ترا نافرمانى كردم چطور خوشنودى ترا بدست نياوردم و حال اينكه خرد مرا كامل كردى تا تو و حق را از باطل ، امر را از نهى ، دانائى را از نادانى روشنى را از تاريكى بشناسم پس خداى عز و جل فرمايد ، بعزت و جلالم سوگند هيچ گاه ميان خود و تو حجابى قرار ندهم همين طور با دوستانم رفتار كنم . اى احمد ميدانى چه زندگى گواراتر و چه حياتى جاويدتر است ؟ عرض كرد : بار الاها ، نه . فرمود : اما زندگانى گوارا آنست كه صاحب آن از ياد من سستى نكند ، نعمت مرا فراموش ننمايد ، حق مرا ناديده نگيرد ، روز و شب خوشنودى مرا بدست آورد ، اما زندگى جاويد زندگيى است كه كارى با نفسش كند تا دنيا برايش بىارزش گرديده و در پيشش كوچك شود ، آخرت را در نظرش بزرگ نمايد ، خواستهى مرا بخواستهى خودش ترجيح دهد ، خوشنودى مرا برگزيند ، حق بزرگى مرا بزرگ شمرد و بدان ياد آورى دانش مرا كند ، هنگام هر گناه و